![]() |
![]() |
|
| يه دوستي بهم مي گفت چرا كارهاي روزمره ات رو نمي نويسي؟ ديدم حرف بدي نمي زنه... |
|
اون يكي مقاله هم به بن بست خورد و كلا بي خيالش شديم… به همين راحتي! نتيجه 8 ماه وقت گذاشتن روي دو تا مقاله دود شد رفت هوا… وقتي استاد مشاور بهم گفت نمي شه كاريش كرد، فقط بهش لبخند زدم! همين. فكر كنم از ناراحتي زياد، به حالت بي تفاوتي رسيدم! قرار شد يه موضوع جديد رو روش وقت بذاريم. از صفر شروع كنيم… تا ببينيم چي مي شه! فكر كنم مي شه به اون اميد داشت… اون مقاله اديت نشده هم همين طور پا در هوا مونده! اميدوارم هفته ديگه به جاهاي خوبي برسه… آخر هفته گذشته رفتيم كيش. خيلي خوب بود و خيلي خوش گذشت. فقط نكته اينه كه اون جا هم همش به فكر زبان بودم! اوضاع زبانم چندان تعريفي نداره! و من هم واقعا وقت ندارم درست و حسابي براش وقت بذارم! شبي دو ساعت خوندن هم هيچ دردي ازم دوا نمي كنه! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت توسط آسموني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
یه آسمونی متولد 1362... که فعلا فوق صنایع داره... تمام هدف و تلاشش هم دکتری است...
|
|
RSS
|